سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
185
تاريخ ايران ( فارسى )
يك گزارش روشن و جالب توجه معاصرى راجع به اين فاتح بزرگ در دسترس ما گذارده شده است . اين هيئت از قادس « 1 » بهمراهى نمايندهء سياسى تيمور كه بدربار قسطيل فرستاده شده بود روانه شده در راه با انقلاب هوا و طوفان و ساير مخاطرات جارى گلاويز شده و در ورود به رودس « 2 » هرقدر تفحص كردند نتوانستند از محل توقف تيمور اطلاع صحيحى بدست آرند ، بالاخره قصد كردند به قراباغ واقع در آذربايجان بروند و براى اجراى اين مقصود آنها در طرابوزان پياده شدند و از جادهء معروف رهسپار خوى شهرستان سرحدى گرديدند و در اينجا ايلچىهاى سلطان مصر را ملاقات كردند كه هدايائى براى تيمور ميبردند كه از آن جمله يكى حيوان عجيبى بنام جر نوفه يا زرّافه بوده است و اين دو هيئت باهم به طرف مشرق روانه شدند . كلاويجو مساجد قشنگ تبريز را توصيف كرده مينويسد كه « آنها با كمال مهارت و استادى با خاتمكارى و خطوط و نقوش طلائى و آبى زينت و آرايش يافتهاند . جمعيت و آمار نفوس آنجا را به دويست هزار خانه يا يك ميليون نفوس تخمين كرده و مخصوصا اين نكته را يادآور شده كه شمارهء نفوس آن در سابق بيش از اين بوده است . ذكرى از سلطانيه شده و آن را از مراكز مهمه شمرده و نيز از گيلان شرحى را كه جزو مسموعات اوست نقل كرده است . در طول شاهراه تاريخى كه مكرر در اين كتاب ذكر شده آنها مسافرتشان را ادامه داده و از شهرستان تهران اسم بردهاند كه تا جائى كه نگارنده اطلاع دارد اين اولين دفعه است كه از شهر مزبور ذكرى ديده مىشود . از اينجا آنها منحرف شده به لارييلاق مطلوب انگليسىهاى سكنه ميروند و در آنجا دوباره در نزديكى دامغان داخل جادهء مشهد ميشوند . اين نمايندگان از مشقت سوارى متوالى زياد و نيز از شدت گرما و هواى سوزان بيمار شده به نيشابور كه رسيدهاند يكى از ايشان مرده است . در مشهد اجازه گرفته آستان رضوى را ديدار كرده و از گنبد بزرگ باشكوه آن مستور از نقرهء مطلا شرح جالبى گزارش دادهاند . از اينجا به بعد آنها از كنارهء مرو خط سيرشان را ادامه داده و در بيابان قبل از رسيدن
--> ( 1 ) - Cadiz ( 2 ) - Rhodes .